تبليغاتX
در خلوت تنهایی


در خلوت تنهایی

عاشقی جرم قشنگی به انکارش مکوش

 عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تقديم به همه آنهايي که بي تقصيرند

تقديم به دلهايي که به جرم حمل عشق آنها را راندند

تقديم به چشم هايي که به طول جادهها خيره ماندند

تقديم به اشک هايي غرورشان شکست

تقديم به عهد هايي که کسي آنها را نبست

وتقديم به حرف هايي که هنوز سکوت نام دارند

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

اي کاش مي شد فهميد در دل آسمان چه مي گذرد
که امشب با ناله اي بغض آلود
بر ديار اين دل خسته
اشک مي ريزد

بجا مانده در چهارشنبه ششم آبان 1388لحظه 13:14 به قلم تمنا| |

اين روزها به لحظه اي رسيده ام  که با تمام وجود ملتمسانه 
از اشکهايم مي خواهم

 
که يادت را از ذهن من بشويد... يادت را بشويد
تا ديگر به خاطر تو با خود جدال نکنم ...


من تمام فرياد ها را بر سر خود مي کشم چرا مي دانستم که در اين وادي ،
عشق و صداقت مدتهاست که پر کشيده اند


اما با اين همه تمام بدبيني ها و نفرتها را به تاريک خانه دل سپردم

و در گذرگاهت سرودي ديگر گونه اغاز کردم و تو...


چه بي رحمانه اولين تپش هاي عاشقانه قلب مرا در هم کوبيدي ...

تمام غرور و محبت مرا چه ارزان به خود خواهيت فروختي ، اولين مهمان تنهايي هايم بودي...


روزي را که قايقي ساختيم و آنرا از از ساحل سرد سکوت به درياي حوادث رهسپارکرديم

 
دستانم از پارو زدن خسته بود ...دلم گرفته بود...

زخم دستهايم را مرهم شدي و شدي پاروزن قايق تنهايي هايم...به تو تکيه کردم...


اما هيچ گاه از زخمهاي روحم چيزي نگفتم و چه آرام آنها را در خود مخفي کردم ...


دوست داشتم برق چشمانت را مرهمي کني بر زخمهاي دلم اما تو دلبسته ام نبودي.....و من اين را چه دير فهميدم...

مدتها بود که به راه هاي رفته...به گذشته هاي دور خيره شده بودي ...


من تک و تنها پارو مي زدم و دستهايم از فرط رنج و درد به خون اغشته بود... تحمل کردم ... هيچ نگفتم


چون زندگي به من اموخته بود صبورانه بايد جنگيد ...

به من اموخته بود که در سرزميني که تنها اشک ها يخ نبسته اند
بايد زندگي کرد...


اما امروز دريافتم که حجمي که در قايق من نشسته بود جز مشتي هيچ چيز ديگري نبود...


و اي کاش زود تر قايقم را سبکتر کرده بودم...
با اين همه... هرگز فراموشت نمي کنم...

هيچ کس اين چنين سحر اميز نمي توانست مرا ببرد آنجايي که مردمانش
به هيچ دل مي بندند
با هيچ زندگي مي کنند
به هيچ اعتقاد دارند
و با هيچ مي ميرند!

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

بجا مانده در چهارشنبه ششم آبان 1388لحظه 13:9 به قلم تمنا| |

حالا دیگه تنهام.از وقتی رفتی من نه سبزِ سبزم نه زردِ زرد. چرا؟ چون هنوز منتظرم.

 شاید خورشید فردا یه جور دیگه طلوع کنه. فقط فرقش اینه که انتظار زرد رو با الف اشک می نویسن و انتظار سبز رو با الف امید!

دوباره تبعید شدم، از خودم به خیال تو. نصف دلم پیشه تواِ و نصف دیگرش رو توفکر کن که گم شده!

وقتی تو بودی روز رو داشتم، حالا شب مال منه و تازه فهمیدم که شب لطیف تره!

 وقتی تو بودی خنده با من بود، حالا اشک رو دارم و تازه فهمیدم که اشک مهربون تره!

وقتی تو بودی سبد سبد بهار داشتم، حالا خزون مال منه و تازه فهمیدم که خزون عاشق تره!

 وقتی تو بودی تورو داشتم، حالا خیالتو دارم و تازه فهمیدم که خیالت موندگارتره!

خلاصه اینکه این فقط تویی که تکرار نمی شی (قشنگ ترین سهم من از زندگی!!)

تو رفتی ولی من تازه رسیده بودم. تو تعبیر همون خوابی هستی که هیچ وقت ندیدم،

تو همون لبخندی هستی که هیچ وقت رو لبام ننشست. تو مثل هیچ کس نیستی،

 تو حتی مثل خودت هم نیستی...

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

دوباره دلم شکست از همان جای قبلی......

من یک روز از این دیار میروم .از این سرزمین پر از غم

یک روز میروم به جایی که هیچکس مرا نخواهد دید.

جایی که مردمان آن از عشق می گویند نه از درد

جایی که آسمان آبی آبی باشد نه خاکستری....

جایی که باران اشک شوق آسمان باشد نه گریه ی دلتنگی خدا

یک روز از این شهر می روم از این شهر شلوغ، از این شهر سیاه، می روم جایی که ناقوس شهر ترانه ی سادگی باشد نه صدای پر خش ماشین و دود.

می روم جایی که آواز شب صدای پای شقایق باشد نه ناله و فریاد دلتنگی و تنهایی...

امروز دوباره دلم شکست از همین شهر از همین دیار میخواهم بروم جایی که دیگر نه از این شهر خبری باشد نه از این آدمکهایی که خود را پشت نقاب بی خبری محبوس کرده اند.

یک روز از این دیار می روم جایی که هیچکس نباشد جز من و او.

میخواهم به ابدیت بپیوندم......

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بجا مانده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388لحظه 18:12 به قلم تمنا| |

 


برايت دعا مي کنم ...   


دعا مي کنم که هيچگاه چشمهاي زيباي تو را در انحصار قطره هاي اشک نبينم

 و تو برايم دعا کن ابر چشم هايم هميشه براي تو ببارد

دعا مي کنم که لبانت را فقط در غنچه هاي لبخند ببينم

و تو برايم دعا کن که هر گز بي تو نخندم

 دعا مي کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکي دريا و بوي بهار را دارد

هميشه از حرارت  عشق گرم باشد

و تو برايم دعا کن دستهايم را هيچگاه در دستي بجز دست تو گره ندهم

 من برايت دعا مي کنم که گل هاي وجود نازنينت هيچگاه پژمرده نشوند

 براي خورشيد آسمان زندگيت دعا مي کنم که هيچگاه غروب نکند ...

و بدان در آسمان زندگيم تو تنها خورشيدي پس برايم دعا کن ، دعا کن که خورشيد

 آسمان زندگيم هيچگاه  بدون تو غروب نکند

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بخاطر تو...

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

ازچشم آسمان اشک ميريزد و ازچشم عشق اشک
چه گريه غريبانه اي سر داده است عشق
دراين برهوت در اين دراندشت تنهايي هيچ کس ياور تو نيست
براي آتشي که به جانت افتاده نه باران...نه اشک...ونه همه چشم هاي عاشق کفايت نميکند

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

http://files.myopera.com/ahadpop/cartpostal/saeid-raftan.jpg

بجا مانده در پنجشنبه یکم اسفند 1387لحظه 10:53 به قلم تمنا| |

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

سرنوشت بدیه اول جاتو ازم گرفت
صبح فردا شد دیدم رد پاتو ازم گرفت
تا می خواستم به چشمای روشنت نگا کنم
مال دیگری شدی و چشاتو ازم گرفت
تو رو جادو کرد یکی با یه چیزی مثل طلسم
اثرش زیاد بود و خنده هاتو ازم گرفت
تو با من حرف می زدی نگات یه جای دیگه بود
خدا لعنتش کنه ، اون ، نگاتو ازم گرفت
لحظه هات یه وقتایی مال دوتامون می شدن
اون حسود ، اون دو سه تا لحظه ها تو ازم گرفت
خیلی وقته سختمه دیگه تنفس بکنم
یه جور عجیبی انگار هواتو ازم گرفت
خدا دوس نداشت بیام پیشت کنار تو باشم
باورت نمی شه حس دعاتو ازم گرفت
دست روزگار چه قدر با من و آرزوم بده
لحن فیروزه ای مریماتو ازم گرفت
سلامت ، خداحافظیت عزیزمای نقره ایت
حرف آخر ، به امون خداتو ازم گرفت
تو حواس واسم نذاشتی چه کنم از دست تو
اشتباهم بهترین جمله هاتو ازم گرفت
نمی خواد بپرسی چی ، خودم دارم بهت می گم
تو یه خط خوردگی دنیا ،‌ صداتو ازم گرفت
یه کم از برگشتن قشنگتو وقتی گذشت
یکی اومد و یه ذره وفاتو ازم گرفت
هفتم اردی بهشت نزدیکای تولدت
جمعه که قد تموم زندگیم دلم گرفت
 

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

بجا مانده در سه شنبه یکم بهمن 1387لحظه 12:49 به قلم تمنا| |

اگه يه روز آسمون دلت ابري شد،
از دست زمونه و آدمهاش خسته شدي،
حتي نفس كشيدن هم برات تكراري شد!
يا شايد اگه دست روزگار، نقاش خاطره هاي بد شد،
قلبت رو شكست و اشكت رو جاري كرد،
اگر ميون اينهمه فكر و خيال،
ياد من افتادي، ياد نوشته هاي ساده من،
دلم ميخواد غصه اي به غصه هات اضافه نكنم.
دلم ميخواد براي چشمه چشمهات، آب حيات نباشم.
شاعر غزل هاي پاره پاره و قافيه هاي دلشكسته نباشم.
اگه يه روز دلت گرفت،
از ته دل بگو... خدايا !
صدا بزن خدايي رو كه سختي و غم رو براي هيچ بنده اي نميخواد.
اگه امتحانت ميكنه يعني دلش ميخواد بزرگ و بزرگتر بشي. نزديك و نزديك تر.
گفتگو كن با تنها كسي كه ميتوني بهش بگي: خداي من!
و بشنو! صدايي كه ميگه: بله! بنده من!
اگه صداش رو شنيدي،
بعد از همه درد و دل كردن ها، آروم شدن ها...
بعد از اينكه گل خنده به روي صورتت برگشت،
يه خواهش كوچيك! اگه قبول كني.
براي من هم دعا كن.
شايد براي آرزوهاي خوب كردن، دعاهاي خير كردن
براي پرواز توي قلب آسمونها، عروج تا عرش خدا
فرصت خيلي كوتاه باشه.
اگه يه روز آسمون دلت ابري شد،
براي من هم دعا كن.

 

2vv7ucj.jpgاي خداي يکتا!!!2vv7ucj.jpg


2vv7ucj.jpgوقتي جسم عاشم سوخت خاکسترش را پيشکش محبوبم کن2vv7ucj.jpg


2vv7ucj.jpgتا شايد گرماي آن2vv7ucj.jpg


2vv7ucj.jpgمانع يخ زدن قلب ماتم زده اش باشد2vv7ucj.jpg

79975yk3ulkvbq5.gif

بجا مانده در یکشنبه یکم دی 1387لحظه 13:24 به قلم تمنا| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست